عجب روزی شد امروز. پر از نکته ی الهی زمینی

 

رلگی بیشتر و تفریحات بیشتر. خودم میدان ان 15 درصدی که مثه بابام نیستم کجاستو .مهم سوسول بازی تست نیست.مهم نتیجشه که خودم هم قبلا تا حدی میدونستم. اینکه برام مهم باشه ممدرضا چی میگه دررابطه با من. البته شخصیتی مثه بابا هی میگن از اینکه در جامعه بودن.حدادی همم میگفت . ولی اینکه میگن لابد میدونن بواسطه ی این شخصیت (شاید این تولید فکر دائمی . آقا من در این تعبیر نیمکره نکته بسیار جالبی را فهمیدم و آن م. من می خوام دکترا ی روانشناس بشم و بعد پس پایان ناممو تو بحث شخصیت میدم و این یعنی زرنگی. و من رییس یک شرکتم که میتونم عکس العمل افرادو نسبت به محصول خاص دنبال کنم و (نکته اینه که الان تو دلم گفتم این حالتم خیلی چیزا رو بدست نمی یارم. واقعا حرفت اینه. نکنه تو میخوای از 90درصد استعدادات استفاده کنی.!! اینهمه دروبرت میبینی که از همه استعدادای خانوادگی و درونی خودشون استفاده نکردنو. اتفاقا در اینجاست که دنبال عقل سلیمم میفهمه و تشخیص میده اون مزیتهایی که تو فامیلش هست و براحتی ازش میگذره. نه به این معنی که خودتو تحت فشا ربزاریا

بین‌ 16 تا 34 امتیاز:
     امتیاز شما نمایانگر آن‌ است‌ که‌ شما از تعادلی‌متناسب‌ بین‌ دو نیمکره‌ چپ‌ و راست‌ مغزتان‌برخوردارید. به‌ عبارت‌ دیگر، هیچ‌ نیمکره‌ای‌ بردیگری‌ غلبه‌ و سلطه‌ ندارد.
    اگرچه‌، ممکن‌ است‌ این‌ حالت‌ یک‌ مزیت‌ چشمگیر به‌ حساب‌ بیاید، ولی‌ دال‌ بر آسودگی‌ خاطر نیست‌.مشکل‌ در رابطه‌ با این‌ افراد، این‌ است‌ که‌ شما بیشتراز یک‌ شخص‌ راست‌ مغز یا چپ‌ مغز، از کشمکش‌ها وتضادهای‌ درونی‌ رنج‌ می‌برید.
    گاهی‌ اوقات‌، این‌ کشمکش‌ها و تضادها بین‌ نحوه‌احساس‌ و نحوه‌ تفکر شما خواهد بود و هم‌ چنین‌ درمواجهه‌ با مشکلات‌ و تعبیر و تفسیر اطلاعات‌ باموانعی‌ روبرو می‌شوید. گاهی‌، جزییاتی‌ که‌ برای‌نیمکره‌ راست‌ مغز، مهم‌ هستند، به‌ واسطه‌ نیمکره‌چپ‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شوند و بالعکس‌. و همین‌می‌تواند یک‌ مانع‌ و سد راه‌ در جهت‌ مرحله‌ مؤثریادگیری‌ یا به‌ پایان‌ رساندن‌ کارها باشد.
    از جنبه‌ مثبت‌، نقطه‌ قوت‌ این‌ اشخاص‌ در این‌است‌ که‌ آنها در هنگام‌ حل‌ یک‌ مشکل‌ می‌توانندهمزمان‌ و توأما تصویر اصلی‌ و بزرگ‌ و جزییات‌ضروری‌ را ادراک‌ کنند. هم‌ چنین‌، از مهارت‌های‌ کلامی‌مؤثری‌ در جهت‌ ترجمه‌ و تعبیر مسایل‌ شهودی‌برخوردارند، طوری‌ که‌ دیگران‌ می‌توانند آن‌ را به‌راحتی‌ درک‌ کنند و در عین‌ حال‌ قادرید نقطه‌ نظرات‌برتر را تشخیص‌ دهید.
    یکی‌ از مزایای‌ این‌ افراد در این‌ است‌ که‌ آنها ازتوانایی‌ طبیعی‌ انعطاف‌ بالای‌ ذهنی‌ و فکری‌برخوردارند و از این‌ رو می‌توانند به‌ راحتی‌ در مواجهه‌با مشکلات‌ چند بعدی‌ به‌ حل‌ آن‌ بپردازند.

یک مانیفست : من کسی ام که طی سالها دستاوردهای فراوانی (که منو از بابام و خیلی ها انداخت جلو و بعدها در نوسته هام از ادراکات این دورانم استفاده می کنم در تحلیل مسائل نه در محفوظات) بدست اوردم و حالات مختلف را تجربه کردم. من خودم رو کسی نشون میدم که در شرایط مختلف حضور داشتم. جملات بسیاری اماده کن برای اینکه نشون بدی در مکاتب مختلف بودی پای سخنرانی مختلف بودی . مخصوصا از این دوسال وام بگیر. دروغ بگو البته تمژیز و با اعتماد بنفس. مثلا من تو سخنرانی . من ستاد موسوی بودم. همون .من خودم حدس " لازمش اینه که مثلا من کمی خاطرات اینها که دستگیر شدنو بخونم. خونه گرفتیم تو صادقیه . اومدن بگیرن نزاشتیم. ساکت میمونم. به فامیلام میگم. پس این استرات»ی جدیدته حواست باشه که میخوای نشون بدی که فردی بودی سیال و احساسی . او این جنبه ی مثبت هست که باید دایی ممد میثم یاسر بابا حسرت بخورن نسبت به این مقوله. این بعید نیس که ما خیل یباهو شباشیم. تلاقی هوش بابام که بواسطه ی شخصیتشه و ه و اینکه خانمواده ننم علیزغم حصارهای فککری خوب پیشرتف میکننن در کارهاشو و الین استثنا ایجاد شده.و میوه ی این قضیه هم اندکی در میثم شکوفا شد. این حرفا و تحلیلهای گذشته اصلا نباید به پیشروی تو امدن بیرون از گذشتت لطمه بزنه. ولی خودت داوطلبانه برای اینکه این خاصیتت گریبانتو نگیره مثلا وبلاگی باز کن و خاطرات سالها انعطاف فکریتو توش بنویس و سخت وارد شخصیت اصلیه خودت شو. بیخود تو ریلی. نه دیگه اینکه حالاا الان رفتم برای مثال . اینکه بگی چی مطالب جالبی در مرمورد من گفت ایها الناس بیین درمورد من بحث کنین. من خیلی باهوشم. د.وس دارم تو خونه همش ازین بحثا بکینم . ریز انگاریهیا خاص خودمو دارم. بسی ذهنم پرورش یافتس ولی تمیزیشو هم باید حفظ کنم. این دلیل این بود که در خونه اجازه حرف نداشتم و . اتفاقا مباحث اسلامی رو چنان مطرح میکنم. میتونم مطالبو تفسیر و توضیح بدم.پس دنبال در دادن باشو. چه بهتر که تو مقوله ی مدیریت باشه. و در معرفیت رو مقوله ی علاقت به تدریس تکیه کن. هر لحظه انفجاری در درونم میشه. انر»ی ای ازاد میشه. البته این بمعنای ناارانی من نیس. اگر دو روز هم یکجا بخوابم.مهم نیست. ولی چه بهتر با فعالیتهایی کمکه اجازه ابراز وجود دران داشته باشم و راضیت مالی و غیرمالی رو هم داشته باشم میتون پیش برم. من کسی ام که این  اول کار رک باید برام مشخص شه چیکارم و ایندم چجوریه. این که حالا بیا . یه ربع ما رک حرف بزنیم بهتر از اینه که 60 روز در طی 60 روز مشخص شه. دنیا زیبا شده برای . به پدر مادرت نیکی کن که بعدا 7 سال بعد در نعمتهای زندگی غرق بودی (قانون جذبو درک کردم) نگران نباش زندگیت ذهنت ارام بشی میتونی مثه شیری بنویسی. )) نگی حالا که زندگیم خوب شده همه چیزمو از این دارم. من به وجود قوانینی ثابت و طبیعی در طول زندگی و بدلیل ماهو انسانبودن ما و ماهو جهان بودن این جهان وجود داره. چقدر متفکر و روشنفکر شدم .ببحال میکنم به اون ارزوی سوم راهنمایی رسیدم.  الان بستر متفکر بودن در پناه بستری از نگاه بینشی برای فراهم شده. البته شاید در این حالت منظم بشم و جی بشم ولی . اینجا وقتی افروغ شم خانوادم جلو من کم میارن و میگن این حرفی برای گفتن دار. و یک سطح از اندیشدین و نومع ااندیشیدن اینها نسبت به جهان و سطحی دیدن دین و جحیسن میام بیرون. میبینم که مثه سروش می تونم نطریه بدم پیرامون اوناع دینداران مثلا. میبینم موسیقی زدنت وگرفتن این حال برام اتفاق افتادهخ. اگه من حالم اینجوری خوب باشه که احتمالا بواسطه خدا باشده و خاص بودن و متعلق به خانواده خاص بودن(من باهوشم رد شرایطی) میتونم کارهی متنو عرو تانجام میدم. راهه زندگیمو میدونم ولی اینها دلیلا نمی شه که خودمو مثا اذیت کنم وتنوع کگرایی منحرف بشهو تنوع گرایی رو بد میدونین. ولای برای مثال من مثله بازیگر مجری مثه اونم و موفقم. و خاله یمادیر مید . شاید ته ارزوی من اینه که من مثه اون شم. من انر»ی فراوانی دارم. وسواس عجیبم رو که حفظ میگردم واسه این بود که میگفتم با توجه به شرایطم حالا که نیمی تونم این انرژی بازی کنم بهتره که این با وسواس به خودم و دیگران نشون بدم که بابا من اینی که الا میبینین وقضاوتهاتون بر اساسا انجام میدین نیستم . البته این انرژی انرژی کردن فراوان خوب خیلی ها دارن. باید کنترلش کنی. این دلیل نمی شه که تو هر کرای وراد شم. و اتفاقا نکتش تو اینه که من نباید این از همه بهتر بودنم باعث توقع بالا از خودم شه. این باعث نمی شه من مثلا خموده شما. این دنیا زیاد هم نی. حالا خودمم خیلی نشون بدم. اینم در نظر داشته باش که میمیری. دیگی یه دفعه ترمز نبر که من حا. مثه احمدی نژار که ی میگی من اگه جای اون در شریط حاضر بودم میگفتم یدفس و بترکون دیگه. شاید تو نمی تونی دلیل برای عدم فعالیتت پیدا می کید ولی الان دلیل رو میدونی. اون شخصیت تو نمی تونست بارت دلیل تولید کنه ولی الان میتونی. چون کارات ژیش نمی رهو این شاید یک حرکت زیرکانه شیطاین.... من درمورد ریشه ای ترین بحث یعنی شیطان و خدا در این زندگیم تجربه دارم. د. میبرفتی درسشو میخوندی و خودت میگفتی بهتر بود یا الان. اینجاست که معلوم میشه درمورد چقدر ذهنم تولید فکر دراه. فکرا از اون جهت خوبه ک واقعا عوضم میکنه. اگه تک تک دقایق زندگیتو با امید و یه حالت سفتی دنبال کنی با توان روحی بالات یه اتفاقات جالب و دقیقی می افته. قانون جذب احتمالا.(این یه .. من انگار در این 14 سال زیرکانه فهمیده بودم که کارهای فراوانی بکنم تا . این حس رو بابام داره که احتمالا من ازش مشورت بخوام و. بجای میثم با ابابا مشورت کن و ازش نظر بخواه برای اینکه این . منم میخوام برم سر کار دیگه. بزار این حسش که میخوان این تجربیاتشو حالا که رییس نشده به پسرش منتقل کنه. من تاثیر نمی گیرم فقط واسه اینکه اون حال کنه. اولین کارت اینه که درمورد خونه بهش یه برنامه عملی بدی مثلا در رابطه با خرید و وام کی بدی و تقسیم بندی . ما و عمو اینها یه سادگی و بیعرضگی کاملی داریم که من میتونم نداشته باشم با توجه به این تلااشم.من در صحبتام انگار که سوار ترن شدی و هی بالا پاز بالا یکدفعه میای پایین.  

مردانی در نوجوانی و جوانی خود ارضائی می کنند . پس از ازدواج دچار زود ارضائی می شوند. این می تواند دلیل مناسبی برای من باشد که با شروع برنامه ای از خودارضایی بکاهم. هنوز دیر نشده است و در نهایت این برنامه به ازدواج از هر نوع بینجامد.
 زنان 8 برابر مردان در سکس لذت می برند.این مساله رو من قبلا می گفتم و ممکنه این مساله بعث ه که من بیشتر به مرد مردد علاقه پیدا کنم ولی خوب حدس زده بودما. باید این مساله رو دنبال میکردم که تستی و پرسشنامه ای خوبه که زننده متوجه نشه داره فلان تستو میزنه مستقیما به نتیجه نسبت بده و بفهمه که چهکار میکنه.نکنه .تا خانجون زندس بهش. مکن که کار ینکردم. حالا مثلا من برم دیدیژنش یک ربعم حرف بزنیم این مثلا اینقدر بمن احتیاج داره. میگن که لابد این یک شرایط خاصی داره که ولاش کنین فعلن و از من ناراحت نمیشن. نمیدونن که من اگه سرکارم برم

یک مرحله از زندگی ادم باید بیخیالانه تو دخترا غرق شه و بگرده با ابنو اون. بعد سفت زن بگیره. این حرفیه که پورملنگ درباره دوسته ماهشهریش میگفت. برای همین بود که پارسال تنمام نیرومو گذاشتم تا این هدفو تحقق ببخشم. یک چیزی مابین تحقق بخشی و تحقق نبخشی به اینت امر ببرام  رخ داد. شاید فایده ی عدم تحقق بخشیش و تمایل به زن گرفتن هم برام وجود داره. هر موقع تصور کردم که زن گرفتم و تا حدیعلاقه مندانه میخوام خارجم برم اونموقع علاقم به زن معلومه.  البته بودن افرادی که میرن اونجا و می برن. مجردی بری کخ بهتره . این بهتر خواستمه. هم خدا هم خرما. نه.

اینکه کار میثم رخ نداد خدا خواسته. ولید اینطور نیست که کار به ضرر تو باشه ولی تو تمام تلاشتو با چنگ و دندان بکنی خدا مغلوب شه. خدا اینقدر خوب هست که اگه به ضررت باشه در مقابل تلاش عظیم تو. الان حس کردم اعتقاد یعنی چه؟ اعتقاداتم مناسب با قران باشه یعنی چه؟ مرا. این انتظارو نباید داشت که کسی ام که اعتقاد داره اونهم باید دائما هی مرور کنه. اازه به ادبیاتی که در دروان نوجوانی دینداران اموزش میدادن دارم بر میگردم. دیگه حداقل مباحث سیاسی ام کگم شده. خدارو شکر اگکر هم بعصژضی ها به بسیجی بئدنم من گیر بدن دوران . خجالت . شاید عمل جنسی ای از من سر بزنه که . من اعتقاداتمو بشدت دارم و این تاثیری نداره. البته با نرمکی خاصی

پاسخ: doroood dooste azizam. midooonm. vali gahi vaghta intori misham. sepas.
خواهش میکنم
ولی من میگم اگه دلایل فیزیولوژیک نداره با راهکارهایی ( مثله نوشتن برای خود) نباید اجازه بدی عرصه ی وجودمون جولانگاه تاخت و تاز  بی تحرکی حاصل از ناامیدی شه.    اینکه بگیم چند روز یک بار اینجوری بشم توجیه خوبی برای مجوز ورود دادن توسط خودمان به این افکار نیست. میان این افکار می ایند  دست ما هم نیست و لی مبارزه همیشه چراغش روشنه.
حتما حتما این بیحوصلگیت یه دلیل تو درونت یا بیرونت  داره. شاید برات واضح نباشه.

واقعا این بحث پیغمبران واینکه از غم کفر بیرون اوردن واین نعمتیه راسته ها. بحث ادیان چیز دیگری است. منم سلمان ولی از اول خوب بوده. اسلامی نسب مثلا پغمبر مانند مرا از جهل بیرن اروده

یکسری از رفتارامو کنار گذاشتم که انگار برا ییک ادم سالم منطقیه

"با هرکس خداحافظی می کنید، طوری خداحافظی کنید که نهایت استفاده را کرده باشید و حسرت به دل نمانید"

این مربوط به شلوارمو کامل استفاده می کنم یا موتورمو یا پرادمو. یا زنمو.

آیا شخصیت وسواسی خود برای خود دارای طبقه ایست که جزئ هیچکدام از این انواع شخصیتی که این نظریه ها برمی شمرند نیست.

با زن و مردی که محرک نیست ازدواج نکنیدخصوصیت زنی که من میخوام که میگم مثلا س کس ی باشه منظورم اینه که محرک من باشه. اونجاها که من میبرم اون بدن توقع حتی با ادامه بداخلاقی من سرکیفم بیاره و تو س کس ی باز یپیش قدم باشه

سلامت یک نقطه نیست که به آن برسید، بلکه باید به نحوی زندگی کنید که در سلامت باقی بمانید ی این در سلامت باقی اندن به اینست . ای جملات تمام روش جدید که برگرفتم را تایید میکند . مهم اینست که با راهکارهای از دایره سلامت بیرن

نرم. سفت میله های این بشقاب پرنده ی شهر بازیو بگیری که تو اون دایره خودتو حفظ کنی.

چند توصیه به زنان مطلفقه که برای منم مفید است. واقعا این مسائل مثبت که به ذهن من می اید راه درست است من ذاتا راه درست را بیشتر می پسندم.میشه در این را ه درست هم بدن اینکه با ز ن ه  مختلف رابطه داشت زندگی خوبی را دنبال کرد.. نکگته ایب در ذهنم روشن شد

*تمرکز بر دردهایتان ونهراسیدن از مواجهه با آنها 

* دریافتن مقدار نقش خود در ناکامی زندگی قبلی +

*کار یا تحصیل + مطالعه کتابهای خودیاری 

* ورزش منظم برای حفظ زیباییتان 

* بهداشت معنوی + استفاده از امنیت والدین و دعای خیر ایشان +

*پیش ذهنی نه منفی نه زیادی مثبت به مردان جدید( احتیاط و دقت

این دقیقا همان راهی است که خود به این نتیجه رسیدم . بابا ادمابی بدم لراب زندگی دنبال میکنن. لاتها . اما دیلی من براب انجام بدنسازی شبانه مثلا اینست که حالا میخوای سریع دلیل به ذهنت در مواقع حساس بیاد اینه که . این یمیتون. حتما این کارو که مثبته دنبلا میکنم و این میتونه سرمشق من باشه با خط درشت تو اتاق بزنم که مواقعی که واقعا بهش احتیاج دارم مراجعه کنم بهش واز گمراهی فکری سریعا بیرون بیایم.

هرچند ورد طعنه دیگران و انگزنی دیگران قرار بگیرم من زندگیم را برپ1ایه مباحث علمی و الهای ادیان و علمی امروز بنا مینهم. حداقل بر پایه مباحث و جملات و یادداشتها و سخنرانی های شیری و اسلامی پیش میروم. و خود به تحلیل وقایهع می پردازم. و نمی گذارم طبل توخالی باشم و معنی این جمله ام اینست کهتمام این هدفم تمرکز برخودم است که میوه ی این روش نگاه میوه های بیرونی که دیگران هم به ارزش وجودی من پی ببرند دارد ولی انگیزه من در نهایت تصور خوبودن از خودم توسط دیگران نیست که حالا در مضیقهقرار بگکیرم مثه شیری رفتار کنم یا مثه اکبر آقا

اگر حالم خوب بشه و من حزبلی ای شوم که. اقای کفاش نه بابا من کار ینکردم. اینک ه نسبت به کارای ق. احتمالان از درون حزبلی میشوم ولی شکل همینها که میان انجمن و خوب شدن و ولی قیلفه هاشونن اتفاقا خیلی شیکه میشم . نه بابا اگه کاری کرده بودم که احمفق راضی بودم. یکبار دیگه بخوای زر بزمی بگی جلو مردم دیگران حالا من یخه چیزی به تو گفتم بخوای به من گیر بدی میزنم داغونت میکنما. اره من عصبانی میشم ازین حرف دیگم تکرار نکن. خودش مگه. یه زریو هی تکرار نکن. چه چیزیو دنبال .مثلا حالا نمی گفتی البته شما که تجربه دارین مثلا چی میشد. من حالا اومدم یه حرفیو بهت زدم . دوبار حرفایی که بهت زدمو رفتی به اینو اون گفتی حا. البته بهش نمی گم راز نگهدار نیستی. نمی شه بهت حرف زد. راز ملت رو نباید بگی. زیاد نمی زارم برا ش جدی شه ولی غیرمستقیم میگم بهش که .زرنگیم اینه خشممو ازین حرفش تابلو نشون نممیدم. ولی اینجوری می گم که مثلا من هیچ س ک س نکردم. یه حرفایی میزنی. میخوای یجوری عنوان کنی مثلا من با فلانی گشتم. اگه حرفه اون شد زرنگانه میگم کخ ن بابا اونموقم میگفت تلفنی و این منو اذیت کرد. اینجوری میگم که باور کنه. و پای یک دختر دیگرو میکشم وسط.در 3 سال پیشو که خیال نکنه ارتباط من باهاش فقط از طریق مه بوده . البته شاید با همه ی این تمهیدات زر بزنه . ولی من حداقل روش فکر کردم. اینکه بگی زندگیت بخواد کاملا تمیز بره جلو یه چیزی این گوشه ها . مثلا میگم من خوب فراموش میکنم. عاشقش شده . می خواستم خودمو ادم جا بزنم همه داشتن منم میخواست. میخوام این حرفایی که زدم از ذهنش بکشم بیرون . خوار ک س ه زر میزنه میخواد حالمو بگیره اینجوری مثلا. میخواد زر بزنه. یکمی موفقیت من. ولی من موفقیتمو کامل به اطلاعش میرسونم .اگه دعوامون شه واقعا من موفق شم هرکاری میکن.من موفق شم تو چکار میکنی. بنظر میاد ک.بابا یه رفیقت رفته بود تو تلویزیون ی روز حالت بد بود. حسادت و غرور ذاتیتهو اگه بخوام دعوا کنم و تمام مطالبی که بشه گفت شاید مواهب دوستی و اینکه. اندکی اعتمادم به تو کاسته . اینکه افرادی بشینن . من محتاطم زی. البته باید به این نکته حواسم جمع باشه از محتاط بودم. چیزی که کسی طرفدارم نباشه از محتاتطیم میکاهم. نترس که بهت بگن ترسو کمرو خجالتی محتاط . نرفتم ابمیوه بگیرم. اینحرفای دیگران نباید برام مهم باشه که میزنم تو دهن افراد مثل سوال از خاتمی که بیخود این سوالو از من نکنین. من دلیل برای کار نبینم انجام نمی دم. خوشم نمی یاد. حالا تو بهم بگو ترسو. این 4 تا شلید تو سایه من باشه. اینطوری نشه که ادامه رابطم با م تب یه طوری باشه که اون رو طوری رابطرو نگه دارم که نیاد اون مطالبو بگه.به این سمت اربط باها نره. چه خوبه . میشم مثه میثم که تو درس موفقم ارشد برندم اینبار و سعیداقا ازم تعریف میکنه. چه فشاری داشتم برا درس خوندن.

با سلام
همانطور که میدانیم افراد طبق نظریه های مختلف (برای مثال MBTIو یا اینیاگرام و ...) درای تیپهای شخصیتی با خصوصیات رفتاری و فکری خاص خود هستند. بریا مثال طبق مباحث MBTI افراد را می توان در 16 تیپ شخصیتی جایگزاری کرد. در اینجا سوالات زیادی پیرامون ارتباط شخصیت وسواسی و شخصیت اصلی فرد ایجاد می شود.
    آیا شخصیت وسواسی خود برای خود دارای طبقه ایست که جزو  این انواع شخصیتی که این نظریه ها برمی شمرند نیست ؟
    آیا شخصیت وسواسی  لایه ای گرد و غبار است که بر گوهر شخصیت اصلی انسان سوار می شود. و شخص در صورتیکه شخصیت وسواسی را با تمام وِژگیهایش از بین ببرد تازه آن تیپ شخصیتی اصلی او برای خود نمایان میگردد.
    آیا نوع و گونه های خاصی از شخصیتهای برشمرده توسط نظریه ها ((برای مثال 16 تیپ شخصیتی برشمرده توسط نظریه MBTI)) قابلیت بالقوه برای مبتلا شدن به شخصیت وسواسی دارند؟ دلیل این سخنم اینست که ویژگیهایی همچون کامل گرایی، ریز بینی، سرد بودن عاطفی و خشک بودن، قانونی بودن و ذهن انعطاف پذیر نداشتن و ... جزو حخصوصیات بعضی از این گونه های شخصیتی بکار میرود و ممکن است شخصیتهایی باشند که با توجه به مقتضیات شخصیت ذاتی شاناین خصوصیات را دارا باشند ولیکن از OCPD و وِژگیهای برشمورده شده در بالا ، رنج نبرند.
منتظر پاسخ آقای دکتر هستم.     ممنون

  کافی است به توصیه هایی که به دیگران می کنیم ابتدا خود عمل کنیم تا به نتیجه مثبت فرافکنی دست یابیم. این جمله هم همان کاریست که من دتبال میکنم نمی خواهم مغرور شم که همچی مفهممو.برای این میگم که به دوستی با خودت افتخار کن و ادامه بده . البته اینطور نباشه ک  اجازه هیچگئنه اشتباه بدی ب خودت. پس یمتوان گفت بهترین روش زندگی روانشماسا در جامعه ما دنبال میکنن. البته بسیاری ادمهای دیگر هستند که همان کارها رو هم می کنند ولی روانشناس نیستن

من خیلی بالا پایین داشتم. کارهایی کردم

دکار و فهم جدید من نسبت بهاین مقولهرورد کار الان وضع خوبیه . خیالم راحته حداقل خوبی ارم ارشد دارم. میتونم اینور تونور کارمند بشم. اما حالا برم دنبال این بیزینس ها کارافرینیهای که دانلود کردم با سد فاضلم میشه این کارو انجام داد و صنایع کوچکی که با دیگران هم زیاد کاری نداشته باشه را بندازم. بقیه مسائلشو بیشتر از الان باید دنبال کمنم و یک ب. تازه فهمیدم کار یعنی چی . خوشحالم که به یک نتیجه رسیدم. برای اینکه اگه الان بگم حداقل تا یهفته با مخم روش کار میکنم. خیلی موقعها رابطه در صورتی  معنا ÷یدا میکنه که جدی باشه و اونجاس که عواملی کع باعث ناراحتیه طرف مقابلت میشه برا ت مهم میشه. تکلیف کار در مزم مشخص شه احتمالا وسواسها برام نامهم میشه. ولی قاسم درس بگیر و اینطور فکر نکن که رفت دیگه نمی یاد . خوشیه بیخیالانه بکن ولی به فکر اینده و نیمپدنش باش. لوس نکن خودتو وزیاد اگه از هیجانت بکاهی به ادامه کار می تونی امید وار باشی . تازه فهمیدم ذهنم چی میگه. اینجاست که من میخوام حتی این مسائل رو بر اساس اصول جلو برم البته نه سوسول بازی . همون سوم راهنمایی  من داره میاد بالاو اینکه الان بیکارم دلیلش ای. خیلی در ابعاد مختلف زندگیم و سوالای مختلفم اثر میزاره. همون میثمم که کار را انداخت و . نم هدفی که دارم دوست دارم هنگامی به طرفم بیان کنم که اندکی جلو رفته باشم توش . شاید نزارم طرفم بفهمه. عیبی نداره با این اخلاقه من مجتبی عادت کنه. هرکاری حداقلی رو میشه براش تعریف کرد که مثلا انجام بدی. من کارگاهیو را انداختم. مردم دنبال این کاران. مزینت ما این. این کارها میتونم حدس بزنم که روشهایی داره که باید دنیابل کنم واحتمالا دنبال اون کاری خواهم رفت که امکانات بیرون ی ودرونی بهتری ازش درام.(دایی حاج محمود و بحث خیرات نرم افزاری) به میثمم بگم. با  . من چندین ت اایده کاری در ذهنم هست. ÷یروزمندانه نگاه میکنم. از . اینط. ت. اینه ایده ای ÷یروزمندانس که بهم روحیه میده یه روز عصر جمعه دیدی که . این حرات خدا ÷سندانه. روحیموکه میثم فکر کنه از کی گرفتمو از چندین سال بیرون از جامعه بودن تو جامعه بودن که شما نبودین . شما حزبلیا.و من هستم. این تغییر رفتاری است که انجام میدم و از شکستش نمی ترسم چون به خودم اطمینان دادم که پیروزم. با این مباحث کارافرینی که مرد میشه ادم و بسته صحبت از شکست غرابت ÷یدا کردم و ÷ول رو ÷ول میارم. میثم امیدواری بهم میده. شاید بگی ادم یه کار کارمندی با ÷ول بالا تمرکز کنه بهتر. من وجودم فعلا اینجور کارها رو می ÷سنده میفههم میثم میگفت که من میرم از تویوتا به . حخ. درک کردمممنظورش چی بود. منظ.رمو خوب میتونم برسونم. یه ترکی بیاد تو که همه چیو بهم بزنه و مقرراتو رعایت نکنه و تو ذهنم ندونم چی کار کنم و ایا در مقابل فرد زورگوه م کم میارم یا نه برام مهم نیستو. از افراد قویه فامیلم کمک می خوام. من طرحی میدم شارمم ÷ایینش مینویسم. و میگم اینم از برکات صله رحم هستش. به ÷در و مادرم و ÷اکی ما اطمینان دارن. من نماز نمی خونم . ولی کمک میخوام ازشولی من حرف مخصوص بخود رو دارم.

الان یک حداقل رزومه برای خودم تعیین کردم. همه کارهام باهم هماهنگ باشهو زندگیم همچون موجی چند دسته ÷یش بره. و عرضمو نشون بدم منو فلان جا مشغول به کار میکنن. باید فعالیت کرد. فاعل بود با کندن احتیاطها و عناصر داستانها از دست و ÷ا . اینجاست که التیاق مباحث شیری و اسلامی را مشاهده میکنم.

استراتژی ادامه دادن فعالیت یک نزدیک. مثلا تولیدی فیلترهوا داره. بهتر از اون کارو ادامه میدی.

اینکه یه اب باریکهباشه زهرا خانومم یمگه اتین خیال راحتیو هم میشه با مدرک تحصیلی که دارم و تدریسیو که دنبال میکنم داشته باشم. اگه این. اینجاست که می فههمم جواننباید ناراحت باشه . دیگه خودمو غمگین نشون نمیدم. دلیلی نداره . من ساکتم و از دورن خوشحاتل . مژده مژده داری خودت رو پیدا میکنی حتی درصورت دست رد زدن دایی حاج محمود. حالا می فهمم چرا برام جذابیت داشت.من کارشناسی ارشدم. در مورد مسائل دینی رفه خودمو دارم. تازه صادق با یکی دوتا انقلاب بیدار می شود. انجمن شفا و.چه خوبه خودمو اینجوری خودمو تو فامبیا نشون میدم. حداقل این امور باید تا . حتی بهم بخندن. این همون منه ÷ر انرژی. وسواسم سر این بو که این گمشده بود. باورت میشه برم تو کارای حزبلی اینها میرم ولی حواسم هست که مثه اینها خوب نمی شم و میام بیرون. و من ک س ک ل ک بازیهای خاص خودم رو دارم. حتی اگه امشب باهات حرف زدن از ایده هات نمی گی . حرف مهدی فغفوری.  این خوب ش. من یکوقت میبینی گناهام بیشتر بشهو. ولی ت. برو باابا ب من این م نمازمم نمی خونم. یه اینم. می ترسم دل ببیازم بهشون و صمیم ی شم و احسااس امنیت زیادی بکنم. این کخه میگی باید فکر کنم باعث نشه بره تو ذهنت ١٠ روز دیگه تازه بیاد بیرمنا.

من بعض وقتا میگماین کارا علیرغم جذابیتی که داره باید مثه شهرام باشس. ما ها که میخایم ریاست کنمس ولی مثه شهرام نیستیم مثه ممد هستیم ما باید چکار کنیم. این مباحث رو باید ادامه بدم. یه جلسه دیگه برم پهلوی جناب اقای حسین پور ببینم چی میگه تا خیال نکنه من بیخیال شدم.اینها همون شرکتهایی بودن که بااب وبد. یه رزومه می نویسم درمورد بازاریابی میدم بابا با کپ از رزومه ها . چند روز دیگه می خوام ولی می خوام فردا میرم ببینم چی میگه. زنگ میزنم بهش میگم. میگم یکم گرفتار شدم. ان شا . یه دو روز دیگه بازی بازی کن. من میگم. الان با این مب. اینقدر ذهنمو ÷ ر از هدف نکنم که کلا ول کنم. تکلیف روشنه فوقش چند روز نمی رم. بعد دو روز نرفتی این استروس دارم که دو روز دیگه باید برم میگیرم میخوابم. فردا میرم ببینم چهخیبره. یه بیزینس ÷لن حخداقلی براش می نیویسم رو ش بحث میکنیم. فردا میرم. لباس چی ب÷وشم. میرم کتاب بیزینس پلنو هم که دارم یا علی ببینیم چ. یه مطالعه رو کارهایی که تا الان کردین باید بکنم ببینم چه خبره. تامین کنندگانتون کبین. من هدفم مثه ریلی نیرو افزودن سابقه و رزوممه.

رفتن به فالق

دادنم رزومه بازاریابی به بابا

ایده ها در مئرد سی دی و خیرات با میثم و دایی و پوستر

ایده پروژه یابی با میثم

/ 0 نظر / 7 بازدید