ت.و ذهنم هست. این اعصابخوردی نرم همینکه این فشارو الان زد بهم و تجربه هم کهخ دارم نسبت به قبل همین بسته. برای اینکه موقعیتی بوجود بیاد میرم جلو. ایا وظیفم اینه که خیلی با هلع و ولع بیشتری برم جلو. اگه . من شدید هستم دنبایل این قضیه ولی راهش این نیست که تو خیابون همش خود. من تو خیابون راحت میرم میام حتی اگه زنی هم نگام کرد تو خیابون بار خودم اینطوری جلوه نمی دم که اتفاق عجیبی افتاده و تکنیکشم اینه دنبالش راه نمی افتم بدون عذاب وج. ولی این خواسته رو دارم اگه تو محیط کارو فامیل و اشنا اینور اونور جور شد سفت میگیرم. تجربم میگه که . البته شاید نیرویی بیاد ب. تو زرنگی کلا این فایلو عوض میکنی که  تو خیابون دنبال افراد راه بیفتم .الان دیگه نمی گم که مزه ی این کار و استرسشو چشیده باشم حداقل. ویلکن توجهم بهع این مساه هس. اینکه میگن حواستو پرت کن به هنر بله درستها زحساسیت مساله برات کم میشه. این رو یک خود خر کردن در نظر نگیر. بعدا نگو چرا همون راه دختر بلند کردنو ادامه ندادم . اینکار اونموقم از همون باور نشات میگیره که کراها که موقع ثمردهیش میشه ول میکنم . انگار برای این شروع کردم که که تو حس یه مکوضوع برم. این تصمیم ها مهمه . همین تصمیم ها و حرفها بود که باعث شد من سال 86 با ممد فرجی همراهی کنم. خدا اتفاقات بیرونی رو همراه با اهداف و مصوبات ذهنی تو همراه میکنه. ممد فرجیو میذاره جلوت که طبق. .البته ما نباید به. حال. یکوقت هست که میگی حالا پس من چی کنم. که احساس عقب ماندگی از دیگر. بدها اونهایی برا زندگیشون برنامه ندارن از هرچی عقب باشن و جامعه بهشون نداده باشه و تشویق نشن اقلن همون قشری از زنها که اتفاقن س ک س ی بده هستن نقطه مقابل مردانه شون در جامعه همین مردها هستند و این بنظر من می ارزه.ولی به این منطق . من تنها میدونم اگه تا 5 سال بعد زن نگرفتم. از ین دریای زنها و بدنهاشون در جهان استفاده نکردم و دیگه فرصت هم تموم شد برای عضشقو حاله با انرژی ، اگه به جلقهام ادامه دادم در بهترین حالت هفته ای سه بار رسوندم. و زن هم نگرفتم . در ای نحالتهانم برای اینکه دیگران دلشون برام بسوزه از حالت برنده خارج نمی شم و ولی نه مغرورانه جایی درددل نمیمکنم. مثهه درددل اونشب با مجتبی که گفتم من اصلا پول ندارمن در چند جمله چندوقت یبارم میگم. به مجتی کمیگم خونه بده ای. من از این بابام اینا هو اینا که میگفتن دیگه از خدا خواستم انگار از همه این داستانم واقعی تره و ملموستر شکستگیمو ولی این هنر نیست. نگا ه کن من ارزوم اینن بود که با توجه به ضربه هایی که از پیشینه ی حزبلیم خوردم همچین دخترهایی باهام دوست شن. حداقل شانسه نگاهشون به خودم رو نگیرم. همون کاری ک. همون ارزویی که ممد رسید و سریع بدون اینکه زیاد باهاش دوست شن بهش دادن ولی خوب هیچ. تو میکنی یکیو بهت دیگه بهت نمی دن و ولی من برعکسم دهنمو میگان. احساس میکنم این مرحله رو باید بخ ه چشم خودم ببینم بدون زور زدن من با حرف زدنای زیاد دختری از این قشر به اون حد برسم که اگه پسرم قبل ازینکه اینها مراممو بدونن بفهمن که حزبلیم بدن. ولی خوب این زناه=ی چادری هم مگه اون نازیها و دلبری ها رو ندارن. اتفاقا قشرهای عظیمی دنبال دخترهای مهنازم میگه مگه چشه چادری این نشون. من هم حالتون ای قشر تیپ زن میگیرم و با همین تیپ سادم حال. نذار مجتبی همین لذت رو داره میبره که بیاد پیش خودش بگه که من با همین تیپ. خلاصه به این جمله میرسه.

من اگه می. میخوای بسیار سفت بشی دزانجام هدفت و بدون اینکه دیگران بتون تصور بکننکه این مگه مشکلات کارو نمی بینه بری جلو . و هی تو ذهنشون بگن این چجوری موفق شد. چون مهم اینه این در ذهنشون نقش ببنده. خوب شاید باین قیافه تازه بتونی جامعه ی جدیدی رو بروی خودت باز کنی. زناهای مرتب تر البته توی خیابوننیستند و و یک لایه اشناتر هستند و اینطور نیست که همینجوری یکبار به دیدنشون بری و اونها به تو بدنو. دخترهایی مکه سریعتر از دیگران رله میشن . هرچند در قشر مثبت هم سریع بده چون اون اندکی خالی شدنی که دخترهای معمولی دارند نیز ندارند.من بهتره اون تیپی رو که مثبته می پسندم ارائه میکنم. پس از کجا بفهمن من رلم . مثله د. اونها و اون پسرها و دخترها و دنیاشون هم جالبه  . باممد که تو مختاری راه میرم حسرت دنیایی که اونها و. قشنگ دخترهایی هستند که ممدون گاه میکنند و معلومه باهم اشنا ن و دخترها زیاد اذیت نمی کنن که بدن. انگار قانون نانوشته ای دران که میدن. بهم میخورن. سریع میشینن رله میشن. بقول معروف واسه ازدواج نمی بینن. از این زاویه اون در همون هدفی که تعیین کرده هستو البته نی خوام به این شدت اون رم موفق به . نگاه کن در مدیریت ادنم باید عاقل بدون غیبت جنتلمن ولی بسیار لحن مدیرانه بدون شوخی. کار باید انجام بشه. و احترام به کارکنان و حل تعارضات من مدیریتو از صاحب کافینت یاد .

/ 0 نظر / 3 بازدید