کسشرا و سموم ذهنم 2

تالزه الان می تونم ادعا کنم که دنبال علائقم که مسائل فلسفی اسلامی جهان بینی هنری است بروم و در این گونه مسائل صحبت کنم.. من بوالسطه ی تربیت سوسولانه ی خود خود را فردی میدیدم که از بسیاری از هم سن و سالانهم میدیدم که هیچی حالیم نیست.. من راه جاده ی خودم را می روم ولی به بیابانهای و زمینهای اطرافم نیز سری زده ام یک بینش پیدا کرده ام

خانواده ام این برتری مرا نمی دانند. من کاری که انها عمری نمی توانستند انجام بدهند انجام بدهند. عمرا شیرینو میثم می توانستند ضد اسلامی زندگی کنند.

می گفتم قبلا بابا برنامه ی زندگیس برای یک نفر ریختن خیلی سخت نیستا.. کاری نداره یک سناریو بریزم و از اکثر وقت خود با هدف استفاده کنم و هیگاه از لحضاتم گیج نشم که دارم چی کار میکنم و از خودم دلایل کاری که انجام میدمو بپرسم

یک جمله بگویم راه دوری نمیرود: من احساس کردم که فرد با روحیه ای شده ام که از دستگیر شدن نمی ترسم.. مرا تحسین می کنند. یه چیزیم هست اگر خیلی قوی شی این حالت بدبختی این چندساله ام بیشتر نمایان می گردد. ای کاش ارشد نمی گرفتم.. نکنه اقامصطفی ازادخه بگن که این داره ارشد م یخونه حتما شرکتی کار میکنه

نکنه جواد اینا فکرشون این باشه .. خودم رو حتما باید افسرده نشون بدم در هر مجمع فامیلی که شرکت میکنم..

پس در اولین مجمع فامیلی شرکت کن و خودتو افسرده نشون بده. نباید یه حرفه بابابزرگ که میگه دکتر مهندس میشن تحویل نمی گیرن .. یعنی منو موفق میدونه.. نکنه جواد هنوز فکر می کنه من از 5 سال پیش تو شرکتم الان چون رفتم دنبال عشق و حال محل اینا نمیذارم.... ادم باید هرکاری بکنه تا موقع خواستگاری بگن فلای فلان کارس و از ادم تعریف کنن .

 خوب معلومه من باید این حس بهم دست بده که این دایی ممد فقط یه سلام میکنه و بطور خاص رو من حساب وا نمی کنه چه دلیلی دراه... چرا من دوست درام رو من حساب دیگه ای وا بشه... دکتر اسلامی نسب چرا رو من حساب دیگه ای باز نمی کرد.

برایم جالب است من در هر امری درسی آموزشی که وارد می شوم دوست دارم همین را بشنوم که بگویند فلانی فلان استعداد را مثلا در قاری قران شدن در نویسندگی در .. دارد و همین اقناعم میکند گرچه در یک فشار دنبال نکردن ان امر مرا می اندازد.

/ 0 نظر / 5 بازدید