دارم می پوکم از بی عشقی از بی زنی از کسی که نازه گردنشو صورتشو می خورم اونم در باطن ازین دیوونه بازیهای من خوشش بیاد

من خیالم راحته شرایط فراهم شه همه کار میکنم باید با نوشتن امروز عصرم مثه دیروز شم. وقتی یکروز تونستم دلیل نداره هروز نشم. البته به زور نیست. ولی اینکه درون یک دنیای دیگه غوطه ور شم نمی ذارم. چرا چرا مراجعه نمی کنی به انجمن به دکتر یا نظامدوست بگی اقاجان من چه کنم. بعد امروز صبح باید نیم ساعت مینوشتی. صبحها نیم ساعت بنویس از هر چی حتی ه÷اتیت گرفتن. اصلا موقع کاری که می خوام روحیه دارم درمورد ی ÷÷روژه بزنه تو سرت بگه ساکت برا من مهم نیست. چون منظورش اینه این کارو ول کن برو دنبال عشق و حال. اگه براتم جور کنن هم که نمی ری. مشکلت بزرگتره. میخوای خودت یه بساط دائمی این عشق و حال که تا 2 سال باشه را بندازی. ÷س ببین اینا که ممد که اون دوس دخترو ÷یدا کنی میننی 1 سال بعدم بر ی سراغش و تا اخر عمر هست براتمن

من الان که نتیجه شیری رو خوندم فهمیدم . من شدیدا سعی کردم روی یک لبه باریک ÷یش برم و از انواع شخصیتها  داشته باشم. به طرز زیرکانه ای تمام شخصیتها رو دارم. اعدادم نزدیک به هم هست از شیری ب÷رسم دلیل این نزدیکی چیه؟

/ 0 نظر / 3 بازدید