دلت میسوخت خوب بود... برام مفید نیستن... الان شاید نتونی تشخیص بدی..... همینطور که رفتن به سایتت سک   رو تو تونستی حل کنی و نگی الان صفحه کلیده ایدزیه... چه خوب میشد... با همون لذت که دستم خون می اومد و بیخیال موضع ایدزی شدن با حضور در کافی نت میشدم... و یک شادی نصیبم میشد... این ساله سک.. هم لابد میتونه اینطور باشه... چرا دکتر پارسال میگفت نمی گفت برو فکر کن... تا اونجا که یادمه میگفت مثله گاو برو... شاید انتظار تغییره زیادی داشتند... همونطوری... خوب شد سک   نکردم .. چون می دیدم میگفتم دیدی اونها یک تصور اشتباهی از ذهن من داشتنو..... خیال میکردن تو این چند روز خیلی پیشرفت کردم... این دایی کاظم نکنه تو زنگ گرفتنه من تصمیم گیر باشه...از دوران کافی نت خاطره خئوب بیاد درام... فکر کنم با این همه سختی که دیدم به اندازه کافی حجت بر من تمام میشد.... تو اخر این کار رو میکنی... نیاز داری فرصت بگذری خودت بهت هی بگن بکن مطمئن تر بشی...

/ 1 نظر / 2 بازدید