با توجه به پروژه . موقعی که از خانوادم کم میارم به دوستام فکر می کنم. پس امروز که حرف زدی با . من 8 00 تومنو خرج میکنم. راحت حال میکنم. شیری گفت پول بره پول میاد. یجا که واقعا نیاز دارم به مجتبی میگم . این مرموز بودنه منو قبول کنه. همینجور که مجتبام. زن گرفتن جالبه. ولی سیستم طوری بشه که بدنهای دیگه پستونهای نرمتر دیگه رو. هم تجربه کنم. تجارب بببدنهای دیگر.چقدر از ارشدم خوشم اومد و بهش مدیونم . بعدا خودتو بخاطر این جملت تحقیر نکنا. مث.شیری نشون داد ما هم که اینجوری ریز می نویسم و یکدفعه واقعگرا میشیم میتونیم زنده بمونیم. من با تمام خصوصیاتم اگه جز گروههای موفق جامعه نباشم میتونم زنده بمونم. خمین کار ک س کاشانه که میگی باشه مگه راحته همین کار میبره و مشکلات اصلی مردم تقریبا تو همی . چقدر از کلی دسته بندی کردن و نگاه جامع پیدا کنم خوشم میاد. خوب همین بحثای بازاریابی هم نزدیکه به این مطلب.ادمای کاردرست مثه اون ادما که تو جلسه بودن میتونن به دیدگاه برسن. مثلا من کسی میشم که مخالفم با فلان موضوع( عماد افروغ)... همه چی تو این حوزه های مدیریت به هم وصله. این استرا. اینکه یکسری اقدامات میکنم خودم میدونمبرا چی میکنم حالا بقیه این برنامه ریزی طبقه به طبقرو ندارن برا من مهم نیست. بتونم یک بیزینس پلن بنویسم. لازم نیست عجله کنم. یک کاری کنم که خاص بشه. فکر کنم هر روز کاری حتی در حالت خوب نیاز به این استفراغ روانی داره. مسکن می گیرم که اگه خواستم برم خارج میفروشمش . پولشو استفاده میکن. الان شده با همون 10 تومن یه حداقلی هم می خرم. ایا از پول ممد استفاده کنم یا نه. نیاد احساس مالکیت کنه هی . مثه ستار خان که بودیم پررو نمی گفت به منم یه تارف بزنه فقط فکر خودش بود و میومد ک س کنه و چقدر من اذیت میشدم. چون دیگه بایداز وام استفاده کنم. میگم پ120 تومنشو بده. که در عمل درای. اینکه هرچی راه حل داره. من ماهی 15. فعلا در این محل می خوام که بابا اینانمی خوان از. یدفعه مرام بزارن بگ. تازه دارم مثه ادمای معمولی از اصطلاحات . تازه جوونیمو درام شروع میکنم. نوشتنو ادامه بده . از بار ذهنم کممیشه فکر وسواسی میره. نترس از اینکه در درمان فکر وسواسی شکست بخوری و بگی نکنی این راه حل روهم در پیش بگیرم و باز فکر وسواسی بیاد. خوب اون بک راند نوشتن و حفظ اون حالت در نوشتن و کاوش درونم بودن ور حفظ کردم. وای اون چیزی که ازدواج میکنی یه زن کاملا ل خ ت اماده راحت به عنوان موسسه ج ن ده  امادس. اینهمه باید مراحل مختلف طی کنی ولی امادس همین بقل. نمی فهمم. فکر نکن بعدا . اخیش این فکر بیاد برم تو زیر پتوی فکر از فکرای دیگه هم خیالم ارحت میشهو با توجه بوجود چنین کردنی و چنین دستیابی در دنیا دیگه حالا هم شرایط خوب دیگه فراهم باشه فایده ندارهو یه بارا این شرایط فراهم باشه نمی گم چیزای دیگه لازم نیست ولی خوب حداقلی راضی میشی اتفاقا شاید در شرایط غیر حساسی به موفقیت کاری با توجه به انرژی کمترتهم برسی. مسائل. من پول رو دم دفاع بدم. وقتی دفات اماده شه از زیر سنگ هم پول درمیاری. چقدر اینا گیر میدم من پول بگیرم از متبابام. ضمنتا میتونم بجای اینکه بیام اینجا کار کنم مسئله خیرات نرم افزاری شرکت میثم فراگیر رو هم دنبا کنم. چ. مجبور شم میرم سرکار. اینو به بابام نمیگم.گریه ارامش خدا دنیای پس از مرگ ارامش در عین مشکلات

قشنگ من دوست دارم همه چیو کلاسشو برم. یا تو کارم لامه یا ت رشتم هستو تازه این ملرو خودم از یه راه دیگه رسیدم که هرچی یاد بگیری یه جا بدردت میخوره و کلا باید قوی باشی و این مهم نیست که . اگه رییس شی میتونی نظرات خودتوو اجرا کنی و اتفاقا چون میخوای پز بدی که تصمیم میگیری برات مفیده دوچندان. برعکس اون خصوصیات پایه ی اشوات عمل میکنی وبه مردم بگن چه خوب تصمصیم میگیری برات بسته.. یک رزومه خوب. حالا خود مجتبی گفت تا یکجای خوب نرم نمی رم. من اعتمادبنف. شاید اقدام دیگری بکینی تاثیرش بیشتر باشه. ولی کلا یه سرمایه گذاری که لابد کار خوبیه که به ذهن تو رسیدی این باقی مونده ی پول بنداز تو کلاسایی که دوست داری بری. فوقش سوتی میدی جای جبران هست می فروشی ارگتو. خشمم از مردم کم شده. خودم میشم بهتر میه بقول اسلامی نسب.. یا 6 ماهه پیشت بیفت که چجوری وقتت گذشت بیخود . همینه الان یک چیزایی . اینقدر در مفید بودن این چیزی .من کلا با علم حال میکنم. بیشتر به حالت و احساست فکر کن. برای کار این مساله هست. گور بابای کسی که دلیل بیلره برات نه بده. به حست وتصمیم گیری با حست احترام بزار.T و F

/ 0 نظر / 4 بازدید