وای بدون دلیل اوردنای بسیار من باید باید بدلیل اینکه عکسای مختلفو دیدم و به خودم قول میدادم که بدنهای مختلفی که تو عکسها هست رو یه روزی خواهی کرد این واجبتری کاریه که باید تو زندگیم انجام بدم وگرنه هیچوقت روی خوش زندگی ازاد بدون فشارو نخواهم دید چونت عقده ها هست. این همه بدن دیدی و هر دفعه اینجور به خودت قول میدادی که من میکنم اینهمه بدن رو حالا میخوای . شاید الا مرزی از عمرمه که باید این کارو انجام بدم وگرنه میره دیگه نمی یاد و هیچوقت روی خوشو تو زندگینت . برای بستر این کار اینه که یه خونه داشته باشم تا اگه یدفه پا داد 7 شب پشت سرهم انجام بدم

چقدر خوبه نوشتن چقدر خوبه احمق احمق احمق تو کارهایی کیمکنی که دیگران نمی کنن همین باید سر بقاپی اعتمادبنفس بوجود امده رو و اصلا نباید دلت باری دیگران بسوزه چون اونها هم حال تو را میگیرن /.

فردا عصری باید تنمها باشی

اخجان چشمامن گرم شدهع گرمه عشق به زندگی . دلیلش اینه که فکر وسواسی رو کنار گذاشتم .اخ کهخ دلم پره با فکر کردن تمیر و بکراند نوشتن این نهضتی که تغییرات شگرف برای دیگران رو دپیش داره ادامهع میدم

این حالتم که ذهنم انگار اروانتر کار میکنه و اون چیزایی که میفهمم و روشنفکریهایی که دارم خجالت از دیگران نیم ذاره که با خودم فکر کنم رو کنار گذاشتم و با یه خنده .. اقاجان اره اره اره اره سر اتاق فالق جلو باروتی اینا حرف میزنن عاقل اندر سفیه ن

گ کن بخند شاید تو یه مقطع زمانی هم اینا این کارو کردن و حالا نوبته منه......... من همه دارم من دیگه این حرفو ندارنم که حالا چیکار کنم م.. من از مازیا ر باید بزنم جلو چون منم مینویسم اون نمی نویسه اون مگه با دو تا دکتر مثه فلان و فلان سرکار دارهو.... پس کی می خوای چه کاری باید بکنی دیگه تا به این اعتنکائدبنفس برسی که تو هم ادمی میتونی از دیگران بزنی جلو

تو رقابت با ممد عقب میوفتم مثله خیلی دیگه از رقابتهای عمرم تو مسایله عشق وحای و این اذیتم میکنه و اون پوزی ناخواگاه میده و اینکه راحت میواد با من ارتباط برقرار کنه سر اینه از ناحیه من خیالش راحته که ازاری برای فخرفورشی بهش نمی دم و همیشه تا کم میاره میگه دخترا منو نگاه میکنن تو رو نگا ه نمی کنن..

/ 0 نظر / 6 بازدید