از صفدر توقع نداشتم ب. چرا همه میزنن تو حال من . من که خوبم . حالا دهنتون بگام میفهمین. من الان جمعه بیاد عشقو ح. این با بزرگ شدن خوب نمی شه ها. من که اف کردم خودمو یا ان کردم مثلا این تردید درتصمیم گیری ان اف ها رو گرفتم . یعنی اونجوری شدم ولی . من محبوب باشم دخترایی باشن منو بپسندن بگن این سه تا اماده هستن از دخترای فشن شهرم هستن .از این تیریپا طاغوتی که بگم اینور اونور میرم از ماحزبلیها اینها هم خوششون میاد. من اتفاقا رو همون عقایدمم وایسیم اون پسره با این وجود میاد باهام حرف میزینه. این عدم حزبلی . حزبلی نشون بد. مثه اینکه زنای خوشگلم با اخوندا شوخی میکنن ولی بدشون میادا مثه میگن از اخوندها بدمون میاد. چون به فکر خودشونن. اینکه زنگ د یدفه گفتم. اینکه گفت بیا همدیگرو ببینم نبین من یه دختر کوچیک ضایم. بعد نمی تونم. میتوننم حرف بزنم محفلو گرم کنم. چرا . الان ممد میرفت میتونست یه دختر دیگرو شاد کنه. یه ربع با موب. چرا به من میگه قابل . خوب اگه این به من احترام نمیذاش می اومدم بیرون. فردا صبح حال داری بری سرکار. اینکه کار هم زیاد جدی نیست و میتونمب یام بیرون و کلا نمی خواستم بازی برم این حرفهای دوو درانه ارومم میکنهن . یه جا دیگه داشت زیادی حرف میزئ. انگار داره . من همون اول دنبال کردنش نیستم . الان فایده نداره که یه زیاده روی میدونم که اشتباهه ولی میگم باید توش فرو برم که طبیعی بیام بیرومن و لذت بیرون اومدنشو. اینو قبول ندارم با ذهن پیشرفت گرام. یه جا دوستام کم شن احساس بدی میکنم. میگم چرا اون پیشنهادهای فیس بوک رو یکی یکی از دست می دادم. تو خیابون رو کسایی دست میزارمن که میزنم تو خال که دوست نداشتن تاحالا ولی دوشت میشن. اونایی که دوست نداشتن به من اعتماد میکنن. بازم مثه ادمای معمولی نیستم.

/ 2 نظر / 4 بازدید

درغ کفتن کار بدی ولی هر راستی هم نباید گفت.

احسنت درست می فرمایید این یه کلک زدن به خود... حالم بهم میخوره ازین جمله ی هر راست نباید گفت. بازیه واسه اینه که به دیگران کمک نکنیم