پیدا کن خودتو و از خودت بدت نیاد ( خود بودن بهترین دواست)

میخواستم یکج.ری با قرار گرفتن در قالب تیریپ اجتماعی خاصی نمی تونستم خودمو گول بزنم که خدا وجد داره چون حالا از بچگی بما گفتن.. خیلی خوشحالم اعلا کنم که خودم به نتایج اعتقادی رسیدم. حداقل به این نتیجه رسیدم اینهمه سال چیکار میکردم. حالا زندگی رام ساده تر میشه که البته توش بی شک ژیشرفت هست. دیدم به دکتر دارم میگم الانو عشقس . گربابای اینکه حالا هژاتیت هم بگیرم. یا من که نمی خواستم ملت هژاتیت بگیرن. یه استدلالی تو ذهنم میاد که نمی گیرم. الان اروم شده ولی این ژله ژریدن بالاست. جا واکرده ذهنم برای این مفاهیم. اونها که خودشونو درمانگر می نامید. بله مدیگران برای این به نوشتن احتیاج ندارن  که ذهنشون به هم نریخته . من قشنگ دارم میبینم ذهنم به هم ریخته . با خانوادم خوب ممیشم. چندوقتی نبودم حالا برگردم ساکتم و حرف نمی زنم. درباره ی اینکهخ محرم برم یا نرم . اگ نرم با بغض نمی رم. اگه بهم زنگ زدن تحویل می گیرم ولی زیلد شلوغکاری نمی کنم. اون صادق یادته . ساکت بود ولی طوری رفتار می کرد که  گلیمشو بکشه از اب بیرون. ولی دیگه مثه گذشته تنها در صورت برتر بودن و اول بودن ارامش نمی گیرم ارامش در چیزای دیگه هم هست

/ 0 نظر / 11 بازدید