ببندم. بیا و درستش کن. تا دو ماه باید رو همون 350 حساب کنم. عوضش خوب . بای هر..... عوضش . فکرم خیلی مشوغل میشه واگه یه فک روسوس. اجازه زمان نداشته باشم و کمی هم ناامید شم ف و میاد و من میگم چیکارم کلا تعطیل میشم. کاشکی یکی میوم بهم قول میداد تو این فکره وسواسی برات نمی ید خیالت راحت. چقدر می تونست خوب کار کنم ئ . با امید میرفتم رها و ازاد می دونستم هرچی سرم بیاد فکره وسواسی نمی یاد. همینو میخوام بخدا از دنیا و اینجوری اولا تو یه حالتی خودمو قرار میدم و تصمیماتی میگیرم که لذت بیشتری می برم. بعدم تازه . عدم . یه سکوتی میرسم تو شرکت که حالا محل نمی ذاشتم به سکوتم. و اینطور نبود که فکر کنم به اینکه اینا فکر می کنن من چقدر ساکتمو. سک.ت حق منه چون من دارم فکر می کنم . اینکه فض کن پارسال اینا رفته بودی که پس تو جنبش سبزو اینا نمی تونستی ازادانه شرکت کنی پس خودت می خواستی. نمی دونم این ارضیه من پول بیشتری بدست بیارم. رفتم . مج. من همینو میخوام اره اینها مهم نیست اصلیترین مساله ی من بخدای رحماناینه که فکر وسواسی نیاد. نمی دونم مکانی. مثلا مثله کسی که وسواس ندارنه و الان میدونه که فکر وسواسی نمی یاد منم بدونم که نمی یاد. خوب بچا حرف زدنش. منهمینو ب. زیباترین چیز تو عالم همینه بعد ساکت میشم  کارمو خوی انجام میدم حالا مثله ک شدم و کاری ندارم. من معلومه حال خوبم چیه. فرقم و برتریم به اکبر اقا اینه که من نوشتن و چندین فنون دیگر و چندین تجربه رو هر چند تا الان استفاده نکردم بلدم. خیللی کارش شلوغه . بنظر میاد وقت نداری. 5 شنبه هم میگه میای . شاید یکی دیگه بود به اینقدر اطمی. بعد اخه من بم برم ببینم کمه میام بیرون نمی شه که اخه هدفم این بود بپرسم. روش م اینه . نمی تونم عوض کنم خودمو.. نیگا ک یکسری جهات مثبت داره یکسری منفی. ولی کاشکی بیخیال هی ئوسط. انتخاب می کردم . می رفتم جلو.بنظر میاد باید اینطور فرض کنی که بابات جبورت کرده بری سر این کار دیگخمیدونی کار بدیه ویل انتخابش کردی و میری جلو. اینو شاید بگی کسی این روش رو در پیش نمی گیره. و بعدها بگی خوب بابا معلومه باید حداقل بررسی رو بکنی. چرا از همه تو که در ذاتته بررسی کردن الکی این خصوصیت مثبتتو به کناری نهادی و کلا از همه کمتر هم بررسی کردی. خیلی. افراد کمی مثله من هستند. حالا این که پرسیدم همشهری جوان فلان جور رفتار میکنه ایا خانوادم می فهمن کار مثبتی کردم .پس کارهای مثبتی رو . مثلا برم فلان سازمان بطور رسمی مشغول شم ماه به ماه پول بیاد تو حسابم . ماهی یک میلیون. اخه نیک صفت. بجا این حرفا به بابا رزومه میدی. خوار کسه درسته ضایع میشی همینجوریش که تو رو پایین و خفیف و بچشون و غیرمستقل میدونن وهنوز به تو به چ. چقدر میثم خوارکسه مادر جنده که منو مرض . خوار کسه تو نامت می نویسی سفت و محکمن که تقصیر شماست که من مریض شدم حالا همین شماها خفیفم میکنیو میگی فرجی شه. انگار انقدر منو بدبختو عجیب می دونین. اینجور موقعها فقط این ارامم میکنه که پول میخوام بگیرم ازشون خوارکسه های مادر جندرو./من تو . خوارکسه ها مادر جنده ها بعد تو نامت ته خشمتو از اینها نمی ریزی بیرون که اینقدر احمقن همه مشکلو تو میدونن و. کرم کردم اینقدر شرایطم . بغرنج دیدنشون هم ناشی از اینه که تو رو احمق میدونن و تو رو بیعرضه میدونن نه شرایط جامعرو بد که طوری بشه که اون میثم عوضی بیاد بگه که دست این صادقم بگیر انگار درباره پسره 18 ساله حرف میزنه. احساس تو کاملا درسته و همش احساس منفی بهشون دارم و اینها سالهاست جمع شده. نکته اینه که بخواد اوت سرس کنه سعید با اینکه دوستشه منفعت منو . یکجوری رفتار میکنه مخ میزنه ادم منفعت خودشم یادش بره. من سابقه نشون داده مخ زدنم خویب نیستو. حالا میگی نه خوب میشه . کی اخه مثه تو تو اون منچیزهایی که نمی تونه اینقدر امید دراهو. اخه اونجوری هم یه ادم یک بعدی میش. راه حل . اگه اینکاراو نکردم بودم که الان احساس میکردی هیچی حالیت نیس باز فهمیدی شراب چیو . اینهمه اذیت کردم 14 سال خودمو تو فرعیات بودم که یکم از دنیاهای دیچه هم بدونی خدا رو شکر اکگه الان با میثم مقایسه کین خوب اون خیلی چیزا رو نمی دونه ولی بواسطه ی اینکه ساکتی طوری جریانات رقم میخوره و تو رفتار میکنی که انگار تو هیچی حالیش نیست و او از اینکه مثلا تو با دختر بودی و رفتی با کسایی که شراب خوردن حرف زدی احساس عجز نمی کنه و شرایط هیچ فرقی گکرده که از تو که کمی لاتتر شدی بترسهو. مثله ترسی که از افراد غیرمثبت داشتی که نکنه ضایت کننو اون کارهایی کرده که تو نمی دونی اصلا و از این حرفا. اینهمه سعی کردی عوض شی و طوری شی که اونها . من مهمنیست یک جا کار برم پولی بهم بدن. نوشتنمو داشته باشم چون من میخوام و فکرام تمر. بعد . همینجورینوشتن یعنی تا اخر یه داستان رفتو دیالوگهای ذهنتونوشت. بک رانده من اینه ه بنوشتن در رابطه با خودمو نمی دونم تا کی . تا خوب شدن. هدف تا کی و چقدر تلاش مهم نیست. تا حصول نتیجه مهمه. بعد اینهمه تلاش ک. این کارارتم سر این بود که در دوران نوجوانی نسبت به اینها که اهنگ گوش میدادن ب دخترا بودن میترسیدی که نه مثله مهدی وزیری وازاینکه با یکی غیر خودت دوست شدی و به . وکاری که انوادت نکرده بودن و رفتن تو این مجمعههایی غیر از گروه خونیشونو تو انجام دادی و داشتی میرفتی تو مجمعهاشو. می نویسم تا ریشه کنی کامل و. من دیگ. من فرادا هم وسواس بیاد گوش نمی کنم بهش. یه شخص ثالثی ببینه میگه مگه این مساله اینقدر مهمه. هر کاری برم این یا اون اینو میدنم که به نهجدیدی که آاز شد ه میردازم.واقعا از خدا متشکرم که این دو تا کارو جلو گذاشت حتی اگهبا دعوا از پیش میثمم ا.ومدم برام مهمن نیس. می ترسیدم یا نمی خواستم دیگه افکار اینهمه ادم جورواجور تو ذهنم بیاد. نیگا کن مهرداد میگه که . خوب شد یه عده وسواس دارند وگرنه میگفتم که اینهمه انگار از همه بدبخترم  و مشکلاتی دارم که کسی نمی دونه و ی و حواسم نیست. یه مشکل داره میگه تحت تاثیم مهرداد میگه من هی ه خودم میگفتم مگه این مشکله. همین که میدنی این مشکلته خوب حلش کن با خودت قرار بزار . همه این کارا باید چند وقت صبر کنیم کهایا شه ما به اون مرحهل برسیم که اینور اونور جلسه بریم. خوب تو هم که هرکاریو میگی غیرجذابه اخرش چی. هرکاری بهت ب. به. این خیلی قابلیت خوبیه که سریع زودتر از موعد دیگران کارو می فهمم و این اذعان رو میگیرم که کارو فهمیدم و انگار که همین تجربه برام بسته و یکدفعه ول میکنم و بیخیال میشم. انگار جلو همین یه تیکرو بگیرم میتونم کار کنم.یدفه فک کردم . من حالابهم بگن ابن نمب تونه کار کنه . روزی ملت صدبار از اینکه کار می کنند پشیمون میشن و خداییش ملت قر نمی زنند. اخه می خوای همش . بجا اینهمه بالا پایین که کار بده و این حرفا بهتر نیست که برم سرکار البته . وای یه دختر که را. خجالت نکشم نشنش بدم. البته حواسنم جمع باشه ول ی بیشتر به کار فکر کنم و همین که کاری هستو اولش از این همه پیش بینی دست بکشم. خوب اینهمه میگن که اولش کاشکی مواظب بودم .این برتری منه نسبت به مم. برسی لازمه ولی یکجا دیگه و. اینطور نیست که اصلا تصمیم نگیرم. نش.ن دادم به دیگاذ. که احساسات میکنن من تصمیم دیگه نمی تونم بگیرم اتفاقا می گیذرم. دوست دارم روزی 7 ساعت بنویسم. چرا اون نمی نویسهو. دیگران چجوری دستشویی میرن. درسته میگی فکر وسووسای نداشته باش ولی باید این افککارتو وریشه ها رو احتمالا اذینت میکنه بشکنی. یعنی به ته ارزوش ریس. مگه دیگران اینقدر می نویسند. اینهمه بهتر میشیم باز منو یک ÷سر بداخلاقی میدونن که اصلا هیچ عرضه نداره باز سرکارم برم باورشون میشه. اقلا یاسر . بدبختی من نسبت به یاسرم اینه که اونم سرکار رفته اصلا ی=به این فکر نمی کرده که ازم برم نسبت به من ناامیدن. احتمالا من میفهمم این حساس بودن ریزو . ا.ون نمی . خوب شد گفت 6 ماه وقت دارین وگرنه فکر یکدم که من فقطمنم که چه خوب میشه بعضی وقتها ادمهایی رو میبینم که مشکلاتشون شبیه منه و ترسهایی شبیه من دارند مثله اینکه مثلا . من این نوشتن  رو ادامه میدم. اگه بخوام از گذشتم دلایل کارام بگم تمومی نداره. بع . همیشه یه اذیتی باید خودمو بکنم که فکرامنیاد بیرونو. اتین بن بست تق. من حتمکا تو دوره جدید قصد دارم سریعا حتی همین فردا صبح میرم دکتر اسلامی نسب. اینکه احمق بزار تکلیفه کارمو . اه اینکه از کاراشون بدم میاد اینه که به عنوان خانوادم میبینم همون رفتارهایی که اینهمه ازش فرار کردم اونترسا وریزبینی ا رو دارن و این مشکل ریشه های من هست که حدس میزنم هیچ موقع نخوام بهشون نزدیک شم. مگر در محیط کار از بابام خوشم بیاد. همین کارو با دید مثبت ببینم میتوننم خوب برم میگم. اخه هرکتریو میخواستم برم میگم خوب شد اوناولش تو دامه منفی گرایی نیفتادم. اینها دیالوگهایی اس. صادق از ریشه این دیالوگها رو بکن هرچند غرورت اجازه این تغییراتو ندهم رو عوض میکنم .البته تغییرات زیاد مثبته نه اینکه بخوام مسابقه تغییر بزارم.هرچی بیشتر بهتر انگار باشه.هر تغییری لازم باشه با نرمی میدم. بابا اون زنه هم همش کار میکنه . سوپروایزر بعد چجوری یعنی واقعا تصمصیم دارن صبح تاش ب اونجا کار کنند یا واقعا هدف دارند که چند مدت کوتاهی اینجا کا رکنه . پس پس چرا من به اهدافم احترام نمی زارم. اخی یادش بخیر گفته بودمنمی خوام کارکنم. الان فهمیدم کلا شرایط بدی دارم. از یه طرف سر کار فالق صنعتم برم معلوم نیست چیکار دارم میکنم من حوصله مطاله که ندارم بعد معلومنیست چی کار میکنم. واحد مطالعاتی هستیم مگه کار ثابت و جاری بده. بعد تا بیاد پول دادنو شروع کنه میشه همون ریلی نی. من فقط مشکل نداشتم و از بقیه منفی اندیش تر نبودم حمید ترک هم اومد بیرون ه=. خوب شد بعضی وقتا احساسای منفی من  بقیه هم دارند. که من فکر نکنم از همه سخت گیر تر و منفی بین تر هستم بگن  اه چقدر منفی نگری.حالا میاد سال بعد. این کلاسای . این فالق قرارداد ببنده باهام حال میکنم. 4 شنبه باهش صحبت مبکنم. پس تو این دوروز بهش یه چیزی بدم ف. وای برا فردا بیخیال بودی مع.چه برنامه ریزی باید بکنم. همین فردا این حادثه برام رخ میداد. اتین اهداف کوتاه مدت یکروزه باید توش تعرف کنم. من فردا صبح میرم که یک گزارش تهیه کنم که . یادم نیست چی زم می خواستو. میبعد میگه چرا هیچ کاری انجام ندادی ضایع میشم. ولی کاره مجتبی رو میفهمم چیه بگه من گیج شدم میگمچطور گیج شده . خوب میتونه ادم . من این مباحث رو دنبای میکنم . چقدر ذهن ادم عجیبه. یه کس امشب بود راحت میرفتم سرکارو اینقدر ازین . یعنی این حجم فکر ه. خوب به عنوان ادم حزبلی. چقدر خوبه نماز نمی خونم تا به اون حالت نیفتم .  هرچقدرم بگی میشه حل کردمن احساس کنم حزبلیم و نسبی هم هست دقیقا اخه هیچ جای جهان بودم این حسو ندشتم چرا باید اینجا . یطر.ی سریع مشکاتتو تو ذهنت حل کن. من نمی تونم تو ذهنم کاری باشه و بیخیال شم . سر همینه که دیگه چقتدر من ذهنم کار . میخوام صاف باشه. فکر وسواسی نیا. بابا منو به عنوان فردی متفکر بشناسن ینکه هر لحظه تو ذهنشون یکیشون بگه داره فکر میکنه. حدس میزنم خارکسه ها فنمی دونم درباره فکرایی که من میکنم چه فکری میکنن. مجتبی هم باهشه تو ذهنه من مثلاچیکار میکنه.و حالا یه ادم رفتار نداشته باشه. همش نیمه خالی لیوان در تمام جمکلاتم مشخصه. ولی خودمونیم یه حسهایی پیدا کردم درباره قرارداد که بعدا باعث میشه فلان فیلدو دنبال کنم. چقدر دوست دارم. انگار ارزوهای من برای مجتبی متحقق میشه و همش از من جلوتره و همش داره حال میکنه . دختر جدی خوشکل سرکار. وزارت خونه بحت مدیریت کت شلوار شهرک غرب تحویل پارتی. یا شاید چیزهایی که اون میرسه راهکار خوبی میشه برا من که چه کار کنم. اگه ادم سریع بفهمه که چیکار کنه تو هرر مرحله از زندگیش رمز خاص شدنه. یک کم فشار اومد بهم امروز. کارش سخته. اخه چرا سختی. یه خصوصیات ذاتیمو که توجه نمی کنم میبینم همه برا زندگیشون برنامه دارند بعد میگم احمق احساس میکردی سوسل بازی که مثلا بدون فردا صبح چیکارم. من از تایپ اصلیم خجالت میکشیدم برای همینه که وقتی می دیدم ا این ادمم از این فکرا از جنس من کردو. من فرد سالمیم که بیخیال نیستم وبرای پیشرفت درسی و دنیاییم برنامه دارم .نیروشک

/ 2 نظر / 5 بازدید
ایمان

سلام دوست عزیر امیدوارم روز خوبی داشته باشی ، وبلاگت خوبه ، منم یه دیکشنری آنلاین با توانایی ترجمه متن درست کردم خیلی واسش تلاش کردم، یه سر بهش بزن . اگه دوس داشتی هم بهش لینک بده تا اگه نیاز داشتی هم خودت هم دوستات ازش استفاده کنین ، هم من ازت ممنون بشم !!!. خنده رو باشی...

iman

سلام دوست عزیر خوبی ، اگه یادت باشه یه بار دیگه هم در وبلاگت نظر گذاشته بودم و در مورد دیکشنری گفتم . امروزم واست یه چیز غافل گیر کننده تو بلاگم دارم . بیا ببین ، خیلی باحاله . شاد باشی راستی بهار داره نزدیک میشه...