بعدا بسیار از الان پشیمونتر خواهم بود. امید مشتی تو ذهنم ندارم.

خب وقتی میدونی تو ریز ترین حرفا و اظهارنظراشون یاد گذشته میفتی و اعصابت خورد میشه خب ول کن دیگه فک کن  که اینها رو نداری. اخه این چیه از من میخوای من گیر کردم ولی یه لحظه نمی تونم حرفاشونو بشنوم چونانقدر حرف مسخره میزنن همه من مسخره میدونم اقاجان چیکار کنم حرفاشون مسخرس به همه بد بینن همه ینها هی خدا خدا میکنن حالم بهم میخوره انگار فقط اینا خدا رو می فهمن بقیه یه درجه پایینتر می فهمن.. سهیل چیکار کنم با اینها تو هی می گی من که له شدم تو این چندساله له.

اینهمه صبر کردم تا کار خوبتر برم نه کار بهتر میر. د.باره باید همون راهی که قبلا باید میرفتم نصفه گذامتو برم نه مهارتی  البته خب ارشد گرفتم با همین ارشد بخوان بهمن کار بدن میدن. من بهم بر می خوره خودمو نگه میدارم خب پورملنگم از یان اخلاقاش دست کشید این اخلاقا که پیدا کردم ازارم میداد و احتمالا هر کسی ارزوی شخصیت منو داشته باشه ولی خوب ازون چیزی به خودم توجه نکردم و اون کودک درونم هی فریاد میزنه و اینه رمز وسواس من. ولی ممکنه اون اخلاقیات قبلیم وسواس رو برام بیاره 

من باید از عمد خیلی حزبلی شوم به سوت و کف هم گیر بدم تا اعصابها خورد بشه. اینکه خودم اینقدر به این مسائل حساسم یه چیزیه لابد

دلم برا خودم سوخت. همه لااقل یا پولدارن یا با خانوادشون خوبن ننه ی خوب یدارن می برتشون بالا یا .البته اژینها حا لمیده این منفی بافیها و دلیلی . اگه حالم خوب باشه چرا وسواس و به کناری بنهم دلیلی نداره.

چقدر دوس دارم حاجی بازی دربیارم. ت.. حرفام حرف خدا بزنم. چقدر زدم تو سر خودم این اخلاقای اخوندیو گمشه مردم نفهمن بچه های رشد. البته بعضی وقتا شاید بگم خوب شد و به تعادلی رسیدم . پس مشکلم کجاس. یعنی الان مجموعه اخلاقی که جمع کردم بهترین حالته . پس مشکل که کار ندارم چیه. پس هنوز وسوساس میاد چیه بعشی وقتخها. پس اون نارضایتی شدیدی که دارم چیه. پس اون فکر خودکشیها چیه. .

خداییش هرمسو دوست دارم.نمی گم تواناییهپ اینهمه تنوعو مخم داره یا نه. می بره یا نه.

با تنوع قابلیتهایش آدم ها را گیج می کند

آرکتایپ آپولو به هرمس کمک می کند
از نظر عاطفی آرکتایپ پوزیدون به او کمک می کند
از اشکالات هرمس این است که می خواهد هرچیزی را بی زحمت بدست آورد

 شاید بیشتر مازیارو میثم هرمس باشن. ÷س من چیم؟ ازین شاخه به اون شاخه درسته ها.در مقابل زئوس من کم میارن. کیثم از زئوس می ترسه ولی هربلایی سر دیگه ارکتای÷ا میاره. من اتفاقن باید از زئوس فرار کنم.

/ 0 نظر / 4 بازدید